محمد مهدى ملايرى
310
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پارسى به عربى برگردانده و سرمشق نويسندگان پس از خودش قرار داده . و براى درك بهتر اين مطلب و رفع ابهامى كه به علت داوريهاى ناسنجيده بعضى از ناقدان معاصر دربارهء عبد الحميد و كار او به وجود آمده لازم مىنمود كه پيش از پرداختن به شرح اين مطلب قبلا نظر صاحبنظران از پيش از ابو هلال هم دربارهء اين سرمشقهاى پارسى بررسى شود و چون بررسى آنها هم مستلزم اين بود كه از ترسّل ديوانى در دبيرخانهء شاهى ايران و امور متعلق به آن هم ذكرى رود ، و نمونهاى از اين سرمشقها هم كه در مآخذ قديم عربى پراكنده است معرفى گردد ، ازاينرو مناسب ديده شد كه اين گفتار پس از آن توضيحات قرار گيرد و آنها هم همان مطالبى است كه در فاصلهء آن گفتار و اين گفتار تا آنجا كه مقتضاى مقام بود مورد بحث و بررسى قرار گرفت . چون در اينجا سخن از نوشتهء ابو هلال است بهتر است در آغاز عين نوشته او نقل شود . نوشتهء او چنين است : « و من عرف ترتيب المعانى و استعمال الالفاظ على وجوهها بلغة من اللغات ثم انتقل الى لغة أخرى تهيّأ له فيها من صنعة الكلام مثل ما تهيّأ له فى الاولى . ألا ترى ان عبد الحميد الكاتب استخرج امثله الكتابة التى رسمها لمن بعده من اللسان الفارسى فحوّلها الى اللسان العربى » . « 1 » يعنى كسى كه ترتيب معانى و به كار بردن كلمات را ( در جميع صور آنها ) در زبانى از زبانها بشناسد و آنگاه به زبانى ديگر درآيد براى او در اين زبان هم هنر سخنپردازى مانند زبان نخست فراهم باشد آيا نمىبينى كه عبد الحميد كاتب الگوهاى نويسندگى را كه براى دبيران پس از خودش سرمشق قرار داد از زبان پارسى استخراج كرد و به زبان عربى برگرداند . ابو هلال در اين نوشته كوتاه دو مطلب را مطرح ساخته كه هر دو داراى اهميتاند ، يكى انتقال بلاغت است از زبانى به زبان ديگر ، و ديگرى كيفيت انتقال بلاغت فارسى به زبان عربى است كه به وسيلهء عبد الحميد صورت گرفته .
--> ( 1 ) . الصناعتين فى الشعر و الكتابة .